ابراهيم عاملي ( موثق )
393
تفسير عاملي ( فارسي )
جلالى در پاورقى همين منقول از حسينى : اگر ز دست و زبان تو خلق آسودند روا بود كه كنى دعوى مسلمانى « يُضَلُّ بِه الَّذِينَ كَفَرُوا » 37 مجمع : قاريهاى كوفه با ضمّ و صداى جلو ياء و صداى بالاى ضاد « يضلّ » خواندهاند . و با ضمّ ياء و كسر و صداى زير ضاد نيز خوانده شده است و ديگران با فتح ياء و كسر ضاد قرائت كردهاند ، و معنى جمله گمراهى كافران است به وسيله ى « نسيء » چون كه حرام كردن ماه حلال و حلال كردن ماه حرام موجب گمراهى است . روح البيان : اين جمله را سه جور تعبير كرده است : 1 - يعنى چون مردم به اسباب و موجبات گمراهى توجّه مىكنند خداوند در آنها ايجاد گمراهى مىكند ، 2 - مردم به وسيله ى پيروى رؤساء و اقدام به عمل « نسيء » گمراه مىشوند ، 3 - شيطان كه مظهر نام مضلّ است به وسيله ى « نسيء » آنها را گمراه مىكند ، ولى شيطان و نفس و ضلال يك حقيقت هستند كه به زبان شرع شيطان مى - گوئيم و در اصطلاح طريقت و سير و سلوك نفس مىناميم و به زبان حقيقت ضلال است كه در هر مقامى لفظى و سخنى بايد گفت كه مناسب با مقام ديگر نيست و در آن مقام باز الفاظ مناسب خودش بايد گفته شود . سخن ما : 1 - جمله هاى اوّل « إِنَّ كَثِيراً مِنَ الأَحْبارِ » تا آخر آن وقت و در آن سرزمين كه به اين الفاظ گفته شده است علم و برترى و افاده فروشى محدود بوده است به همان چند نفر كه نوشته اى به نام تورات و انجيل در دست داشتهاند و مردم را مسخّر خود مىكردند و فنّ و رشته ى علمى ديگر در آن منطقه و مردم نبوده است كه كسى بداند و خودنمائى كند . از اين جهت براى خبردارى و توجّه جامعه بىسواد نام « احبار و رهبان » آورده شده است كه مردم به واسطه ى ناشيگرى و بىخبرى گول نخورند و سخن هر كس را باور ندارند . و ما هم از اين جمله ها بايد پند بگيريم ولى مناسب با زمان و محيط خود كه با سوادها منحصر به احبار و رهبان نيستند ، و بدانيم كه چون اكثريّت مردم بىسواد شدند ، چند نفر كتاب خوانده و